در باران به دیدارم بیا

چنان آتشم از اشتیاقِ

                       دیدار

که ترسم آغوشت

                 بسوزانم...



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/۱ | ٤:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : شاپرک | نظرات ()

خدایا مرا ببخش

به خاطر تمام لحظه هایی که تو با من بودی

و من فکر می کردم تنها هستم.

به خاطر تمام ثانیه هایی که منتظرم می ماندی

و من نمی آمدم ؛ مرا ببخش.

به خاطر تمام روزهایی که تو برای من بهترین ها را خواستی

و من برای رسیدن به بدترین ها ناامیدت کردم.

به خاطر تمام درهایی که کوبیدم

و هیچ کدام در خانه ی تو نبود ؛مرا ببخش.

به خاطر تمام لحظه هایی که ماهی قلب من خلاف جریان مسیر تو حرکت می کرد

و پرنده روح من پرواز نمی کرد و در آسمان رسیدن به تو گم نمی شد.

مرا ببخس ؛ به خاطر تمام گله هایم مرا ببخش.

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٢٠ | ٤:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : شاپرک | نظرات ()

مادر یعنی زندگی ،
مادر یعنی عشق ،
مادر یعنی مهر ،
مادر یعنی اون فرشته ای که با اشکت، اشک میریزه ،با خنده هات می خنده،
مادر یعنی اون فرشته ای که نگاهش به توئه و با هر لبخندت ، زندگی میکنه ،
مادر یعنی اون فرشته ای که موهاش سفید میشه برای بزرگ کردنت و به تو میگه ؛ پیر بشی مادر ، درد و بلات به جونم...
مادر یعنی اون فرشته ای که صبح که خوابی آروم میز صبحونه رو میچینه تا وقتی بلند شدی زندگی رو لمس کنی ،
مادر یعنی اون فرشته ای که شبایی که غم داری یا مریضی تا صبح بالا سرت می شینه و نگرانه ،
مادر یعنی اون فرشته ای ، که وقتی موقع کار میگی خسته شدم ، با اینکه پاهاش درد میکنه میگه تو بشین مادر من انجام میدم ،
مادر یعنی اون فرشته ای که هیچ وقت باور نمیکنی مریض بشه یا پیر بشه ، چون همیشه و توی هر حالتی به روت لبخند میزنه ،
مادر یعنی اون فرشته ای که طاقت دیدن اشکاش رو نداری ...
مادر یعنی همه زندگی ...

 

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٢٠ | ٥:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : شاپرک | نظرات ()

سلام دوستان عزیزم لبخند

یه عالمه دوستتون دارملبخند

سال نو بر همتون مبارکماچ

عید نوروز بر همه شما مبارک و خجسته بادماچ

امیدوارم در کنار خانواده سال خوب و خوشی را سپری کنیدقلب



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۸ | ۳:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : شاپرک | نظرات ()

و چقدر دیر می فهمیم

که زندگی

همین روزهاییست که منتظر گذشتنش هستیم



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٠ | ۳:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : شاپرک | نظرات ()

حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا

دو برابر شدن غصه تنهایی نیست ؟!



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢٧ | ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : شاپرک | نظرات ()

زندگی شاید

آن لحظه ی مسدودیست

که نگاه من...

در نی نی چشمان تو...

خود را ویران می سازد

و در این حسی است...

که به اندازه یک تنهایست.



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱۸ | ٤:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : شاپرک | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱۱ | ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : شاپرک | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.