ساحل زندگی

بی خیال تمام هیاهوی اطراف

بر ساحل زندگی قدم می زنم

بی خیال فکر تو

دنیای خود را نقاشی می کنم

بی خیال تمام آنچه باید باشد

نگین عشق را بر انگشت خود می آویزم

بی خیال همه رفت ها

به داشته های خود دل می بندم

اما

بگذار قدم بزنم...

قدم هایی سرشار از احساس بر ساحل زندگی

این روزها...

غروب عشق برای من

حیات دوباره خورشید

در آنسوی آسمان بودن ها؛ بر ساحل زندگیست!

نسیم دریا بر لبانم می نشیند

با خود می اندیشم

گویا

عشق در همین حوالی ست...

و باز می گویم

شاید

تا غروب عشق

نیمروزی باقی ست...


/ 30 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهربانی

سلام خدایادستانت را به من بده,دستانت که مال من باشد هیچکس مرا دست کم نمیگیرد

همسفر جاده دلتنگی

قصه بعضی رفقــــا، قصه دمپایی های خوابگاه سربازیه ... هیچ وقت لنگشون پیدا نمی شه!!!

همسفر جاده دلتنگی

زندگی مثل یه جاده است من و تو مسافراشیم قدر لحظه ها رو بدونیم ممکنه فردا نباشیم

همسفر جاده دلتنگی

می دونی فرق لبخند تو با لبخند من چیه؟ تو وقتی شادی می خندی، من وقتی تو شادی می خندم [قلب][گل][گل][گل][گل][گل]

همسفر جاده دلتنگی

مثل درخت باشید که در تهاجم پاییز هرچه بدهد روح زندگی را برای خویش نگه می دارد ...

سپیده

حافظه خوب حافظه ای است که بداند چگونه امور بی اهمیت را فراموش کند

سپیده

زندگی ، پیشکشی است برای شاد زیستن . برات دنیا دنیا شادی آرزو می کنم عزیز دلم [ماچ]

مريم

چه زيبا عشق همين حواليست