باران

باران که می بارد....

دلم برایت تنگ تر می شود

راه می افتم....

بدون چتر

من بغض می کنم

آسمان گریه.......

/ 64 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زبل خان

به اندازه دلتنگی سربازان بی مرخصی زندونیای بی ملاقاتی قناری های توی قفس مریض های بی نفس و دل های بی کس بیادتم

زبل خان

وقتی چشمـانم را روی هم می گذارم خواب مـرا نمی بـرد تـــو را می آورد ! از میانــ فرسنگ ها فاصلـه

زبل خان

لبخند می زنم فنجانی از قهوه را به قفل دهانم نزدیک می کنم داغی دیواره ی فنجان گرمای دستم می شود لب باز میکنم . های نفسم را بر فـنجان قهوه می ریزم یادت هست ؟ همیشه می گفتی فنجان قهوه ای که از دستان من می گیری طعم دیگری دارد یاد تـــو شیرین است دیگر قند نمی خواهم چه لذتی دارد فنجان قهوه و یاد تو ؟!

مریم

سلام دوست بزرگوارم صبح اولین روز از سومین ماه زیبای فصل پاییز به خیر و نیکی باد امیدوارم روز و هفته و ماه خوبی پیش رو داشته باشی ایام به کام

مهربانی

سلام هيچ گاه از دوست داشتن انصراف ندهیم،حتي اگه بهمون دروغ گفت بازم بهش فرصت جبران بدهیم

☂آبجی معصومه ☂

زندگیست دیگر همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست همه سازهایش کوک نیست باید یاد گرفت با هر سازش رقصید حتی با ناکوک ترین ناکوکش اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن [لبخند][گل] حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند به این سالها که به سرعت برق می گذرند[لبخند][گل]

سپیده

گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی بلکه برای اینکه ببینی برای چه کسانی اهمیت داری...... که این دیوار را بشکنند

سپیده

اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛ محال نبود وصال! و عاشقان که همیشه خواهانند، همیشه می توانستند تنها نباشند.

سپیده

هرچه انسان ،وجود ارزشمندتری داشته باشد به همان اندازه مودب و فروتن است.

Ahmad

بعضی بغضا خیلی بیشتر از گریه غم دارن [ناراحت]