کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز بودم

...

کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.

برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,

آفتاب دیدگانم سرد می شد,

آسمان سینه ام پر درد می شد

ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد

اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.

 

وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,

وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,

شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانی

در کنارم قلب عاشق شعله می زد,

در شرار آتش دردی نهانی.

نغمه ی من ...

همچو آواری نسیم پر شکسته

عطر غم می ریخت بر دلهای خسته.

 

پیش رویم :

چهره تلخ زمستان جوانی

پشت سر :

آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سینه ام :

منزلگه اندوه و درد وبد گمانی.

 

کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز بودم

"فروغ فرخزاد "

/ 43 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساجده

محبوب ترين فرد کسي است که هم خود با نشاط است هم به ديگران نشاط ميبخشد . . .

ساجده

ای خداوند حبیب ! به هر ریسمانی که آویختیم برید، به هر شاخه ای که نشستیم شکست، و به هر ستونی که تکیه زدیم افتاد، تنها تویی که حق محبت را تمام و کمال ادا میکنی به ما هم الفبای محبت بیاموز ...

ساجده

ای خداوند حبیب ! به هر ریسمانی که آویختیم برید، به هر شاخه ای که نشستیم شکست، و به هر ستونی که تکیه زدیم افتاد، تنها تویی که حق محبت را تمام و کمال ادا میکنی به ما هم الفبای محبت بیاموز ...

همسفر جاده دلتنگی

دوباره پاییز اما نه «فصل خزان» زرد! دوباره پاییز اما نه فصل اندوه و درد! دوباره پاییز فصل زیبای سادگی دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی ...

همسفر جاده دلتنگی

پاییز تنها فصلیه که از همون اولین روزش خودشو نشون می ده! کاش همه انسان ها مثل پاییز باشن تا از همون روز اول رنگ و روی اصلیشون رو نشون بدن ...

همسفر جاده دلتنگی

مثل درخت باشید که در تهاجم پاییز هرچه بدهد روح زندگی را برای خویش نگه می دارد ...

عسل فومنی

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcR_OyldG-Ge8SYOttKZrgZtH36Mbsa36He2gOhAWjnIC8pOot1J